تبليغاتX
NIGHT DAUGHTER
 
 

بالاخره راز کشته شدن جوجو سفیده رو فهمیدم. جوجو زرده با همدستی جوجو تنهائه ( مرغ عشق نر دوستم که جفتش مرده بود و من اونو از تهران آواردم بابلسر که تنها نباشه و نمی دونستم مار توی آستین خودم پرورش دادم) کشته شد.

چند روز پیش دیدم که جیغ و داد پرنده ها بلند شد. وقتی نگاه کردم دیدم جوجو زرده افتاده به جون جوجو آبیه ( خواهر کوچیکترش) و داره اونو می کشه . اون جوجو تنهائه نمک به حروم هم اون وسط خون می خورد! بقیه خانواده هم مثل مرغای پر کنده، کف قفس می دویدن و به همدیگه می زدن. وقتی من رسیدم بال سمت راست جوجو آبیه غرق خون بود. من هر جفتی رو از هم جدا کردم و توی یه قفس گذاشتم ولی بعدش فکر کردم که این بیشتر کار جوجو تنهائس که وارد این خانواده خوشبخت شد و زندگی اونا رو خراب کرد پس بهتره تا دوباره گل نکاشته فقط اونو جدا کنم.

چند روز بعد باز همین اتفاق افتاد ولی این بار جوجو آبیه بود که انتقام گرفت و نوک جوجو زرده رو خونین و مالین کرد! و باز من به این نتیجه رسیدم که جوجو زرده هم باید جدا شه. از لحظه جدایی، جوجو زرده خیلی برای پدرش یعنی جناب جوجو سبزه بزرگ بی قراری می کرد و همش از در و دیوار آویزون بود که بالاخره من جوجو سبزه رو کنار اون گذاشتم و جوجو تنهائه رو انداختم کنار بقیه که دوباره با هم یه جا بودن. امروز ظهر که رفته بودم بیرون هیچ خبری نبود ولی وقتی برگشتم دیدم به به! خدا بیامرزه جوجو سفیده رو که این صحنه ها رو ندید! جوجو زرده یعنی دختر ارشد خانواده با همکاری جوجو سبزه فلان فلان شده یک عدد تخم مرغ (! ) انداخته کف قفس! پس قضیه این بود و خانوم طاقت نداشت ببینه مادرش و پدرش هم دیگرو دوست دارن. برای همین مادرشو کشت که خودش به پدرش برسه!

حالا جوجو سبزه و زرده جدا هستن و بقیه کنار هم. کسی اون یکی رو کتک نمی زنه و کسی هم آدم کشی راه نمی ندازه. قراره یه سری لونه و ظرف غذا برام برسه. وقتی رسید خانوم ها و آقایون خوشبخت رو از هم جدا می کنم که هی بشینن تخم بذارن. جوجو سفیده بیچاره الکی الکی کشته شد که من کلی گریه کنم که این زوجای جوان بشینن تولید مثل راه بندازن، اونم به صورت خانوادگی. حالا من خودمو می کشم این همسترا بچه دار نمی شن. نمی دونم چرا.

 

از راست به چپ

                    

جوجو زرده – جوجو آبیه- جوجو تنهائه – جوجو سبزه

 

از راست به چپ

           

جوجو زرده – جوجو تنهائه – مرحومه جوجو سفیده، سفید خانوم، بهار خانوم، گلک خانوم، مامان خانوم، عروس خانوم، یادش گرامی و سپید...

 

جوجو آبیه بچه سوم و دختر دوم خانواده

                               آبی من                       

الهی، اگه دیر رسیدم بودم تو رو هم از دست می دادم. من زجر کشیدم تا تو بزرگ شدی. قربونت برم. یادته هنوز پرهات در نیومده بود، پوستت صورتی بود، بردمت حموم کثیف شده بودی از بس توی ج ی ش غلط زده بودی! از آفتاب فرار می کردی. قربونت برم.

 

امشب یه زوج خوشبخت هم به خونه ما اومدن. شادوماد که از خوشبختی یه من شیکم آوارده بود در عرض چند هفته، خیلی از خوبی ها و سر به زیری های خودش پیش ما و همسرش تعریف کرد که پسر خوبی بوده و دنبال زندگی و درس و کار بوده، البته من خودم یادمه که فقط به 10 تا از دوستای من گیر داد، ولی نمی دونم چرا خودش اینا رو فراموش کرده بود! یه روزی یکی از بچه ها اونو با جی افش توی سینما دیده بود که داشت به دختره می گفت منو بیشتر دوست داری یا پفکو؟!

به هر حال جوونی این چیزا رو هم داره. ما که بخیل نیستیم ایشالا خوشبخت بشن.

 

  من اینو نوشتم به اسم آیدان  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 1:10   آیدان  | 
 

بعد از این همه مدت اومدم که یه خبر بد بدم.

من چند روز رفته بودم تهران. یه روز بهم خبر دادن جوجو سفیده که چهار سال باهاش خاطره داشتم زخمی شده و مرده.

هیچ کس ندید که اون چه طوری و چرا زخمی شد، اما وقتی ما فهمیدیم جوجو سفیده با سر خونی که از صورتش هیچی معلوم نبود خشک شده بود و افتاده بود کف قفس.

شاید اون روح نداشته باشه و بچه هاش و جوجو سبزه اصلا احساس نکنن که یکی از اعضای خانواده شون مرده و دیگه کنارشون نیست، اما من خیلی ناراحت شدم. دلم نمیاد عکس مرده اونو براتون بذارم. جوجو سفیده با اینکه یه مرغ عشق بود، اما مثل خیلی از مادرای ایرانی همه چیزشو فدای بچه هاش کرد.

روزایی که بچه هاش تازه به دنیا اومده بودن اون قیافش مثل دیوونه ها شده بود از بس که به اونا رسیده بود. انقدر کثیف شده بود که آخر یه روز من بردمش حموم و بعد هم پرهاشو سشوار کشیدم. شاید واقعا همین اتفاق کوچیک تلنگری باشه واسه خود من که بدونم دنیا واقعا چقدر بی ارزشه و آدم باید تا اطرافیانش زنده هستن قدر اونا رو بدونه و باهاشون خوش رفتار باشه. وقتی اونایی که دوسشون داریم از دنیا برن دیگه هیچی نمی تونه جاشونو پر کنه.

من جوجو سفیده رو توی باغچه حیاط خونمون خاک کردم و از خدا خواستم همه ما رو به راه راست هدایت کنه تا از همین چیزای ساده درس عبرت بگیریم و بدونیم جز خوبی و پاکی آدم هیچی با خودش نمی بره اون دنیا.

 

                                                           

یادت روشن جوجو سفیده.

                                                            

 

  من اینو نوشتم به اسم آیدان  پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 5:59   آیدان  | 

اینا رو حتما بخونید. به درد می خوره.

اون وسط هم یه سری عکسای بی ربط براتون گذاشتم، البته همه شرح دارن!

 

12 روش براي خوشحال تر زيستن


1- خوش بين باشيد

به زنـدگي با ديـدي مثـبـت نگـاه كـنـيد تـا خـود را بـه دليل احساس انرژي و خوشحالي بسيار زيادي كـه نصيبتان خواهـد شد، متعجب سازيد. بـه ياد داشته باشيد كه افراد شاد و مثبت بيشتر مي توانند ديگران را مجذوب خود كنند.

 

2- ديد وسيعي داشته باشيد

اجازه ندهيد مسائل كوچك شما را آشفته نمايـد. بـراي رسيـدن بـه هـدف خـود پـايدار و مـقاوم باشيد، خـواه آن هـدف رياست، پرداخت رهن و يا يك ازدواج طولاني مدت باشد. در ايـن راه بـا موانـعي مواجه خواهيد شد؛ به سرانجام و پـاداش تلاشـتان فكر كـرده و از ناخرسندي بخاطر مسائل كم اهميت دوري نماييد.

                                          

تابلوی اتاق پرو  یه سالن عروسی


3- سپاسگزار باشيد

از ديگران قدرداني كنيد. از همكار خود بخاطر كمكش بشما تشكر كرده و بدليل موفقيت در انـجـام كـارش بـه او تـبريك بـگوييد. بـه خدمتكاري كه صبحانه شما را برايتان مي آورد كـلمـه اي محـبت آميـز بيان كنيد. به شخص درمانده اي كـه در خـيـابان از مـقـابـلـش رد ميشويد، چند سكه كمك نموده و از اينكه زندگي مسرت بخشي داريد شكرگزار باشيد.


4- از زندگي لذت ببريد

به كارهايي مبادرت نماييد كه از انجام دادن آنها لذت ميبريد: اتومبيلتان را بـشوييـد، بـه برخي تعميرات جزئي در منزل بپردازيد، تلويزيون تماشا كنـيـد، خريد برويد.براي خود يك اولويت قائل شده و آنچه را كه دوست داريد انجام دهيد.

                                             

درخت حلزون در جوار دریا


5- از جسم خود مراقبت نماييد

خوب بخوريد و ورزش كنيد. به باشگاه رفته و كمي بدويد يـا در يـك بازي ورزشي شركت كنيد. هـمراهي نمودن يـك تـيم به عنـوان يـك عضـو و بيرون رفتن با هم تيمي ها بعد از بازي، براي جسم و فكر شما مفيد خواهد بود.


6- برنامه هاي خود را تغيير دهيد

برنامه هاي روزانه خود را عوض نموده تا انرژي جـديدي پيدا كنيد. مرز مشخصي بين كار و تـفريح ايـجاد نـماييد. بـراي فـعاليتهاي ســرگرم كننده و يا تفكر در محيطي آرام از خانه خارج شويد.

                                      

روش جدید همسر یابی


7- با مردم در تماس باشيد

آيا بخاطر مي آوريد زمانـي كـه يك دوست قديمي بطور غير منتظره با شما تماس گرفت چه احساسي داشتيد؟ براي يكي از آشنايان ايميلي ارسال نمـوده يا با افراد فاميل و يا دوستان قديمي خود تماس گرفته و از حال آنها باخبر شويد.


8- خلاق باشيد

روزنه اي براي انرژي خلاق خود بيابيد. اين ممكن است شـامـل كـاردسـتـي، باز سازي، نقاشي، ترسيم كاريكاتور، نويسندگي و يا حتي باغداري باشد. مهم نيست كه چــقدر مشغله داشته باشيد و يا تا چه اندازه در آخر هفته احساس بي حالي مي كـنـيـد، اگـر زمـاني را براي انـجـام فـعـاليت هاي خلاق اختصاص دهيد، احساسي شادتر و سالم تر خواهيد نمود.

                                           

بگرد شاید بازم چیز به خصوصی پیدا کردی


9- براي خود همدمي پيدا كنيد

تقسيم نمـودن تجربيات با كسي كه به او عشق مي ورزيد، خوشحالي شما را افزايش خـواهـد داد. عـشـق مـطلق باعث بوجود آمدن احـسـاس امنيت، رضايت و شادماني در شما مي گردد. روابط جنسي مشروع نيز ميتواند بـراي ذهـن و جسم شما اثرات بسيار مفيدي داشته باشد.


10- با كسي صحبت نماييد

يكي از دوستان خود را براي هم صحبتي و بيان احساسات و عقايد خود انتـخـاب كـنيد. او در مـورد شما قضاوت ننموده و مشكلات شما را حل نخـواهد كرد. وي بـه حـرفهايـتـان گوش مي دهد چرا كه مي داند شما نيز همين كار را برايش انجام خواهيد داد.

                                                

MAXI در حالت یک سگ شیرین عقل!


11- تخيل كنيد

آرزوها و بلند پـروازي هاي خود را يادداشت نموده و به تدريج آنها را واقعيت بخشيد آنگاه هميشه چـيزهايي بـراي انــتظار كشيدن، و جايي براي متمركز كردن انرژي خود خواهيد داشت.


12- بخشنده باشيد

شايد زمان آن فرا رسيده باشد كه كسـي ( يـا خودتان ) را بخاطر چيزي كه اتفاق افتاده و يا گفتـه شـده مـورد بـخشايـش قـرار دهــيد. اتفاقات و اشتباهات گذشته را پـذيرفته و فراموش كنيد. بدانيد كه نميـتوانيد زمان را بـه عـقب برگردانيد. شادماني خود را با از ياد بردن نوميدي ها و شكستهاي گذشته دوباره بدست آوريد.

 

                                       

           ناناز دلم، قلمبه  وایتی دلم قلمبه بچه شیر من قلبمه


نگران نباشيد، خوشحال باشيد

در دنـياي واقعي نمي توانيم از ديگران انتظار داشته باشيم تا براي ما شادمانـي ايـجـاد كنند. خوشحالي حالتي از ذهن است كه كاملا ميتواند تحت كنترل شما باشد.محيط پيرامون خود را به گونه اي مهيا سازيد كه فرصتـهايـي بـراي شناختن و لذت بردن از جنبه هاي مثبت و خوشايند زندگي را فراهم آورد. براي شاد بودن باید تلاش كنيد.

                                         

 

آقا اوری، اورنج خونه ما، سنجاب کوچولوی من، اسب دریایی من!

 

  من اینو نوشتم به اسم آیدان  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 5:32   آیدان  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM  
example: